السيد موسى الشبيري الزنجاني
5715
كتاب النكاح ( فارسى )
است . « 1 » اين حديث به اسانيد متعدد معتبر وارد شده است و لذا شهيد ثانى فقط دو اشكال دلالى بر استدلال به آن كرده است : 1 - در روايت « خلق » نيز به « دين » اضافه شده است و بلااشكال « خلق » در صحت عقد تأثيرى نداشته بلكه همانا در كمال عقد مؤثر است پس معلوم مىشود كه روايت در مقام بيان شرائط كمال است لذا نمىتوان از وجود كلمه « دين » در آن ايمان ، بالمعنى الاخص را شرط صحت بدانيم 2 - اين حديث نيز مانند حديث سابق نبوى است و مراد از « دين » در آن همان ، اسلام است . كلام استاد مد ظله گفتيم كه صاحب حدائق از اشكال اوّل مسالك جواب داده و فرموده است يكى از معانى « خلق » همان معناى مرادف با « دين » است و لذا اجمال لفظ « خلق » را به واسطه ظهور روايت در اينكه در مقام بيان شرائط صحت عقد است - نه كمال آن - بر طرف كرده و لذا « خلق » را به معناى « دين » مىگيريم . بنده به كتب سابقين هم مراجعه كردم و ديدم كه قبل از صاحب حدائق ، مجلسى اول در روضة المتقين نيز همين احتمال صاحب حدائق را داده است و بعيد نيست بعد از آنكه شهيد ثانى روايت را آنگونه معنا كرد ، علماى بعد از او مثل شيخ بهائى يا ملا عبد اللَّه شوشترى كه هر دو از اساتيد مجلسى اول هستند در روايت نظر داشته و آن را همانطورى كه مجلسى و صاحب حدائق فرموده معنا كردهاند .
--> ( 1 ) - الوسائل ج 2 باب ( 28 ) من ابواب مقدمات النكاح ج